موبایلم دعوت حق را لبیک گفت !!
خاطرات ۲۲م مهر ۱۳۸۷
سلام، عرض شود که بعد از دزدیده شدن اولین دوچرخه ام که با وجود داشتن دو قفل مدل گاوی، روز روشن به سرقت رفت(آخرشم نفهمیدم اون قفل رو با چی پاره کرد!)، یک دوچرخه دست دوم به قیمت ۲۰ یورو خریدم. بعد رفتم فروشگاه Carrefour یک عدد قفل تراکتوری خریدم به قیمت ۱۳ یورو ! ۲ ماه بعد در مملکت گل و بلبل این دوچرخه هم دزدیده شد. بی خیال دوچرخه شدم. اصلا ما را چکار با دوچرخه جماعت!
ما موندیم و یک گوشی موبایل ۴۰۰ یورویی که در بالا تصویرش رو دارید (البته با خطش شد ۲۰۰ یورو ، چون اینجا به خاطر خرید خط با گوشی تخفیف میدن)
امشب ساعت ۹ شب از آزمایشگاه دانشگاه که بیرون اومدم، رفتم ایستگاه اتوبوس، دیدم آخرین اتوبوس ساعت ۸ و نیم رفته و باید پیاده برم خوابگاه ( در هر ایستگاه، زمان رسیدن اتوبوس نوشته شده، سرساعت میاد لامصب! ) یک کم پیاده رفتم، یک دفعه دیدم اتوبوس داره از اون ته میاد، بدو بدو دویدم تا ایستگاه ! سریع پریدم توش….
رسیدم خوابگاه. اومدم ساعت رو از موبایل نگاه کنم دیدم…. خسته نباشید !! موبایل کو ؟
موبایل دوستم رو گرفتم ، ۳ دفعه به گوشیم زنگ زدم. جواب نداد. دفعه چهارم یکی گوشی رو برداشت، باصدای نازک کرده گفت :
dit au revoir à ton portable
داداشمون ( یا شاید خواهرمون ) فرمودند : با موبایلت خداحافظی کن !!
بعد هم گوشی رو خاموش کرد !
حالا خودمم رو جریمه میکنم، تا یکسال هیچی برای خودم نمیخرم تا اون ۲۰۰ یورو در بیاد !
پاسخی بنویسید







دیدگاههای تازه